مرتضى راوندى
300
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اقتصادى و اجتماعى آنان نيز اشاره شده است : « . . . آنان كه بر ضد اين امر مقدس حركت مىنمايند و نمىخواهند دولت ايران مشروطه شود ، كسانى هستند كه كار نمىكنند و صاحب قريهها و كرورها پولند ، خواه عمامهدار و خواه كلاهدار ، اينان هميشه در ميان عيش و عشرتند ، هيچ از سرما و گرماى روزگار خبرى ندارند ، ولى سه فرقه هست كه از صبح تا شام كار مىكنند و از ظلم ظالمان ايمن نيستند و آنى آسودگى ندارند : فرقه اوّلى ، اهل تجارتند ، كارشان خريد و فروش مال داخله و خارجه و رسيدگى به دفتر و حساب است و در ميان اين فرقهء بزرگ كه مدار مملكت بسته به وجود ايشان است ، كسى كه صد هزار تومان داشته باشد كم است و با وجود كار فراوان شبانهروزى از احترام شايسته برخوردار نيستند . فرقه دوّمى ، اهل كسب است و صنايع ، آن بيچارگان پيش از طلوع آفتاب به پى كسب و صنعت خود مىروند و نيم ساعت از شب گذشته ، به خانه و منزلشان مىآيند و با زحمات زياد كسب قوت لا يموتى مىكنند ، استراحت برايشان حرام است ، از عيال شرمنده و از دوست و رفقا منفعل هستند ، نه استطاعت مؤنه دارند نه قدرت جواب به مباشرين ستمپيشه ، با اينحال هرچه مباشرين مىخواهند به ضرب سيلى از آنها مىگيرند ، و حال آنكه در خارجه اهل صنعت را تربيت و تقويت مىنمايند و از هر جهت آسودهاند . فرق سومى ، اهل زراعت است و فلاحت ، آن بيچارگان كه يك ركن اساسى مملكتند ، در سرما و گرما كار مىكنند ، وقت درو ، اجارهدار يا مباشر حاضر است ، خورد و خوراك او را بايد ايشان بدهند و ابدا راضى به يك جوجه روى دورى پلو نمىشوند و حال آنكه آن بيچارگان خودشان روى پلو را نديدهاند . بعد از حاضر شدن گندم مىآيند از هفت و هشت من ، دو من و يك چارك را براى خودشان برمىدارند . بابت يك خروار مساعده ، دو خروار ، سر خرمن مىگيرند ، بيچاره رعيت شانه و قلبير خود را برمىدارد ، با آنهمه زحمت به خانهء خود مىرود ، بدون آنكه حق قانونى خود را گرفته باشد ، - از بره و جوجه و تخممرغ و روغن هرقدر بخواهند برمىدارند ، انبار آقا از زحمت ايشان پر مىشود . - وقتى كه سرباز ، اعم از سوار و پياده و توپچى را براى سفر مىخواهند ، هركس بخواهد معاف شود ، صاحبمنصب از او از ده تا سى تومان رشوه مىگيرد و او را معاف مىنمايد و جيره و مواجب معافشدگان را خودشان از دولت مىگيرند و مىخورند . سربازانى كه به محل ساخلو حاضر مىشوند به آنها جيره نمىدهند تا جايى كه ناچار مىشوند از راه حمّالى ، عملگى يا كار ديگرى امرار معاش كنند .